باسمه تعالی

سردبیران محترم نشریه افسانه گراش

با سلام

 ابتدا بر خود لازم می دانم به شما و همکارانتان درنشریه خدا قوت بگویم و به خاطر زحمت های شما در نشریه تشکر نمایم.امیدوارم که با همکاری و همفکری دلسوزان گراش نشریه ماه به ماه بهتر شود.حقیر خود یکی از خوانندگان نشریه هستم و بارها، به خصوص در کلاس درس، دیگران را تشویق به مطالعه آن کرده ام. نکاتی درباره ی شماره شانزدهم(اردیبهشت 1392) به نظرم رسید که خواستم به شما دوستان بیان کنم. انتظار داشتم یا مثل شماره های قبل که در 8 صفحه چاپ می شد، قیمت آن 500 تومان باشد یا مثل شماره نوروز در 12 صفحه و 1000 تومان، ولی 8 صفحه بود و 1000 تومان که البته با توجه به تورم و گرانی کاغذ شاید قابل توجیه باشد! در این شماره پیوستگی مطالب کمتر مشاهده می شد و این از جذابیت این شماره کاسته بود. شاید خیلی ها مثل من انتظار داشتند در مورد روز و هفته معلم مطلبی نوشته می شد و یا حداقل مطلب جالبی از وبلاگ معلمان وبلاگ نویس آورده می شد. این انتظار که برآورده نشد هیچ، بلکه در صفحه آخر در ستون دنیای مجازی به قلم خانم سیده عاطفه معصومی با عنوان " معلم ها فراموش می کنند " مطالبی درج شده بود که بوی انتقاد از معلم ها از آن به مشام می رسید و می شد این مطلب را در فرصتی دیگر در نشریه می آوردید و نه در ایام بزرگداشت مقام معلم! متأسفانه آدرس وبلاگ نویسنده متن هم وجود نداشت تا با مراجعه به آن، میزان تحصیلات و معلم بودن و یا نبودن ایشان مشخص شود، و در صورت لزوم در همان دنیای مجازی پاسخ داده می شد. نویسنده می توانست مطلب خود را با ادبیات زیباتری بیان کند، مثلاً به جای "...که تحلیل و شناخت تمام آنها برای معلم امکان پذیر نیست" بهتر نبود می نوشت" ... که تحلیل و شناخت تمام آنها برای همه ی معلم ها شاید امکان پذیر نباشد"؟

در جای دیگری نوشته شده "همه معلم ها روزی دانش آموز بوده اند اما متأسفانه وقتی وارد این حرفه می شون، زمان تحصیل خود را فراموش می کنند". به نظر می رسد که جای خوشبختی است که معلم ها دوران تحصیل خود را فراموش می کنند! چرا که معلم های امروز قریب به اتفاق دانش آموزهای زرنگ و درس خوان بوده اند و بهتر است که همت و تلاش زیادشان را با بی حوصلگی و راحت طلبی اکثریت دانش آموزان امروزی مقایسه نکنند. شاید نظر خانم معصومی این باشد که تعلیم و تربیت باید پویا باشد و معلم های دلسوز بهتر است که با توجه به روحیه ی الان دانش آموزان در پی راههای ایجاد جذابیت در تدریس و تفهیم مطالب باشند و شاید بعضی از روش ها ی تدریس که در دهه های گذشته جواب می داد، در این ایام مفید نیست، که من هم با این نظرموافق هستم.

چه خوب است حال که ایشان وظایف معلمی را یاد آوری کردند در نوشته ی دیگری روش های مطالعه ، نحوه ی حضور دانش آموز در کلاس، چگونگی احترام به معلم و وظایف دانش آموزی و همچنین وظیفه والدین محترم را بنویسند شاید مفید واقع شود!

در این جا به اعضای تحریریه نشریه پیشنهاد می کنم با واقعیت و صداقت به ریشه یابی وضعیت تحصیل و تدریس در گراش بپردازد تا به کمک همدیگر نقص ها را بشناسیم و در راه اعتلای علم در شهر خود همه کوشا باشیم.       

مرتضی دارشی